emiii

emiii

http://emiii.persianblog.ir

تا عماد(و افسانه) هست زندگی بايد کرد

تا عماد(و افسانه) هست زندگی بايد کرد

تا عماد(و افسانه) هست زندگی بايد کرد

پرده گناه

من از سياهي شبهاي خويش دلتنگم
شبي كه نيست در آن،از شهاب ها خبري
شبي كه ماه،فرو خفته در سياهي ابر
شبي كه نيست در آن از ستاره ها اثري
***
نواي مرغ ،فرو مرده در خموشي شب
ز هيچ سوي، نخيزد صداي پاي نسيم
شبي سترون فرداي روشناييها
چنان سياه ، كه از كودك سپيده ، عقيم
***
من از سياهي شبهاي خويش دلتنگم
سياهچال شب من ،دل سياه منست
سياه ابر غليظي كه بسته راه نفس
زكس نهان نكنم ،"پرده گناه" منست
***
خداي قادر من ،اي خدا ،خداي بزرگ
دل سياه مرا درس معرفت آموز
بر اين سراچه ،شهاب عنايتي برسان
ستاره ها ،همه از آسمان دل رفتند
شبم سياه و منم رهرو كوير گناه
بر اين "كوير" ، فروغ هدايتي برسان.
***
به باغ خاطر من مرغ خوشنوايي بود
كه از غريو خدنگ "گناه" پر زد و رفت
مرا نسيم "هدايت" كه ميوزيد از غيب
چو بسته ديد در دل در دگر زد ورفت
***
خداي قادر من ،اي خدا ،خداي كريم
بر آستان كرم ،رو سياه آمده ام
مرا به تربت پاكان بيگناه ببخش
كه بر در تو ،به عذر گناه آمده ام.
***
به غير مهر تو در جان من فروغي نيست
تويي كه روشني خاطر سياه مني
به شام تيره ،منم همره ستاره اشك
جز اين گواه ندارم ،تو خود گواه مني




مهدي سهيلي
11/5/53


+ نوشته شده در ۱۳۸٢/٥/۱۱ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ توسط عماد نظرات ()

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب پرشین بلاگ