emiii

emiii

http://emiii.persianblog.ir

تا عماد(و افسانه) هست زندگی بايد کرد

تا عماد(و افسانه) هست زندگی بايد کرد

تا عماد(و افسانه) هست زندگی بايد کرد

ای عاشقان

ای عاشقان , ای عاشقان من خاک را گوهر کنم

 وی مطربان , وی مطربان دف شما پر زر کنم



باز آمدم , باز آمدم , از پيش آن يار آمدم

در من نگر , در من نگر , بهر تو غمخوار آمدم



شاد آمدم , شاد آمدم , از جمله آزاد آمدم 

 چندين هزاران سال شد تا من بگفتار آمدم

 


آنجا روم , آنجا روم , بالا بدم بالا روم 

 بازم رهان , بازم رهان کاينجا بزنهار آمدم



من مرغ لاهوتی بدم , ديدی که ناسوتی شدم 

 دامش نديدم ناگهان در وی گرفتار آمدم


من نور پاکم ای پسر , نه مشت خاکم مختصر 

 آخر صدف من نيستم , من در شهوار آمدم


ما را بچشم سر مبين , ما را بچشم سر ببين 

 آنجا بيا , ما را ببين کاينجا سبکسار آمدم


از چار مادر برترم وز هفت آبا نيز هم 

 من گوهر کانی بدم کاينجا بديدار آمدم


يارم به بازار آمدست , چالاک و هشيار آمدست 

 ورنه ببازارم چه کار ويرا طلب کار آمدم


ای شمس تبريزی , نظر در کل عالم کی کنی

 کندر بيابان فنا جان و دل افکار آمدم





مولانا

+ نوشته شده در ۱۳۸٢/۱٠/٢٢ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ توسط عماد نظرات ()

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب پرشین بلاگ