emiii

emiii

http://emiii.persianblog.ir

تا عماد(و افسانه) هست زندگی بايد کرد

تا عماد(و افسانه) هست زندگی بايد کرد

تا عماد(و افسانه) هست زندگی بايد کرد

دل من

دل من کار تــو دارد , گل گلنار تــو دارد - چه نکوبخت درختی که برو بار تــو دارد

چه کند چرخ فلک را ؟ چه کند عالم شک را ؟ - چو بر آن چرخ معانی مهش انوار تــو دارد

بخدا ديو ملامـت برهد روز قيامت - اگر او مهر تــو دارد , اگر اقرار تــو دارد

بخدا حور و فرشته , بدو صد نور سرشته - نبرد سر , نپرد جان , اگر انکار تــو دارد

تو کيی ؟ آنک ز خاکی تو و من سازی و گويی - نه چنان ساختمت من که کس انکار تــو دارد

ز بلا های معظم نخورد غم , نخورد غم - دل منصور حلاجی , که سر دار تــو دارد

چو ملک کوفت دمامه بنه ای عقل عمامه - تو مپندار که آن مه غم دستار تــو دارد

بمر ای خواجه زمانی , مگشا هيچ دکانی - تو مپندار که روزی همه بازار تــو دارد

تو از آن روز که زادی هدف نعمت و دادی - نه کليد در روزی دل طرار تــو دارد

بن هر بيح و گياهی خورد رزق الهی - همه وسواس و عقيله دل بيمار تــو دارد

طمع روزی جان کن, سوی فردوس کشان کن - که ز هر برگ و نباتش شکر انبار تــو دارد

نه کدوی سر هر کس می راوق تــو دارد - نه هران دست که خارد گل بی خار تــو دارد

چو کدو پاک بشويد ز کدو باده برويد - که سر و سينه پاکان می از آثار تــو دارد

خمش ای بلبل جانها که غبارست زبانها - که دل و جان سخنها نظر يار تــو دارد

بنما شمس حقايق تو ز تبريز مشارق - که مه و شمس و عطارد غم ديدار تــو دارد




مولانا

+ نوشته شده در ۱۳۸٢/۱٠/٢٢ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ توسط عماد نظرات ()

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب پرشین بلاگ