اندک اندک

اندک اندک جمع مستان می رسنـــد- اندک اندک می پرستان می رسنـــد

دلنوازان ناز نازان در ره اند - گلعذاران از گلستان می رسنـــد

اندک اندک زين جهان هست و نيست - نيستان رفتند و هستان می رسنـــد

جمله دامنهای پر زر همچو کان - از برای تنگ دستان می رسنـــد

لاغران خسته از مرعای عشــق - فربهان و تندرستان می رسنـــد

جان پاکان چون شعاع آفتــاب - از چنان بالا بپستان می رسنـــد

خرم آن باغی که بهر مريــمان - ميوه های نو ز مستان می رسنـــد

اصلشان لطفست و هم واگشت لطف - هم ز بستان سوی بستان می رسنـــد





 

مولانا

/ 0 نظر / 3 بازدید