عشق آمد

عشق آمد و گرد فتنه بر جانم ریخت<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

عقلم شد و هوش رفت، دانش بگریخت

 

زین واقعه هیچ دوست دستم نگرفت

جز دیده که هر چه داشت بر پایم ریخت

 

 

ابوسعید

 

/ 0 نظر / 6 بازدید